توکل به خدا و توسل به نعمتهای او
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(التوبه۵۱) گرچه موضوع توکل به خداوند متعال، تنها در میان سختیها و آشوبهای زندگی خودش را نشان میدهد، اما باید دانست در شرایطی که کشتی زندگی انسان در مسیری آرام نیز قرار دارد، توکل به قادر متعال از موضوعیت ساقط نمیشود. بلکه متاسفانه این ما هستیم که تا در شرایط سخت قرار نگیریم یاد خدا نمیافتیم.
اگر از این موضوع هیچگاه غافل نشویم که: بود و نبود خود، و اینکه به واقع از لحظههای بعد خود مطمئن نیستیم و اینکه هرچه از کمالات جسم و روح داریم از ما نیست بلکه از خالق ماست، درخواهیم یافت که توکل به قادر متعال باید میهمان لحظههای ما باشد نه فقط اوقات سختی.
حالا اگر این تذکار و تذکر مدام و مداوم همراه باشد دیگر شرک و ظلم، از اولین موضوع علاقهمندیهای بشر به رتبههای پائینتری نزول خواهد کرد. دیگر با هجمههای فشار، استرس بر تپشهای قلب حاکم نخواهند گردید و هزار مژدهی دیگر که آنها را به خواننده وا میگذاریم.
ُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنين(انفال ۶۲)
راستی بازخورد توکل به خداوند و درخواست از او در دنیای مادی چیست؟ یاری خداوند و کمک او چگونه در این عالم متجلی میشود؟
مطمئناً نعمتهای خداوند آئینهی تمام قدی از یاری خداوند هستند برای انسان.
مثلاً پدر و مادر، استاد، دوست خوب، سرپناهی برای یک کودک که هیچ زحمتی برایش نکشیده و …
در این میان ارزش و اعتبار این نعمتها میتواند در رتبههای مختلفی قرار بگیرند و درجه اهمیتشان نسبت به هم کمتر یا بیشتر باشند.
آنچه مسلم است اینکه آدمی بهوسیلهی این نعمتها راه خود را هموار و حرکت خود را آسان میکند و باید که شکرگزار خداوند متعال از بابت آنها باشد.
بزرگترین این نعمتها، نعمتی است که در جهت ایجاد توکل واقعی و همیشگی به خداوند و معرفت او و اعتقاد صحیح به او باشد. نعمت انبیاء الهی و رسولان او و جانشینان آنها از بزرگترین این نعمتها هستند. چراکه بهوسیلهی آنها موضوعیت توکل واقعی به خداوند شناخته میشود.
توسل به انبیاء و اولیاء، به معنای پرستش آنها نیست. ما واقف هستیم که آنان مخلوقات خداوند و نعمتهای او برای ما هستند.
توسل به آنها در زمان حیاتشان، توسل به احادیث آنها بعد از حیات جسمانیشان و توسل به ارواح آنها در زمان حیات برزخی ایشان، استفاده از نعمت الهی است که ندانستن آن و کنار زدنش، مصداق کامل ناشکری است.